Ur marriage to that girl was off base 

  . ازدواجت با اون دختر از بیخ و بن و ریشه اشتباه بود

Offbeat = strange; unconventional.

  غیر عقلانی و عجیب

This relationship is all offbeat.

 این رابطه همه چیزش عجیب و غیر عقلانی و بی خودیه.

That is really an offbeat idea.

      این واقعا یه ایده غیر عقلایی است

Old fogey =an old-fashioned person; an old man.

یه ادمه پیر با افکاره کهنه و پوسیده و قدیمی

My uncle is an old fogey.

عموی من یه آدمه دمده و قدیمیه با افکار قدیمی

Don’t be such an old fogey.

   انقدر کهنه پرست نباش

Old flame=a former sweetheart or lover

  . محبوب و معشوقه قبلی/یا عشقه قدیمی

U better forget Ur old flame and enjoy ur new life

بهتره معشوقه قدیمیتو فراموش کنی و از زندگیت لذت ببری