They’re buying tickets like crazy.

مثل دیونه ها دارن بلیط می خرن

Like stink = rapidly.

  با سرعت.شتابان

The guy was driving like stink

یارو داشت بسرعت رانندگی می کرد

Lone wolf = a man who stays to himself.

آدم مجرد که تنها  و مجردی زندگی میکنه

The lone wolf was looking for a new place.

یارو مجرده داشت دنباله یه جای دیگه واسه زنگی مجردیش می گشت

Mack daddy = a man who is popular with the ladies

مردی که مورد علاقه و تمجید و تعیید خانماست

Faramarz is a real Mack daddy.

   فرامرز یه مرد محبوبه خانماست

Mag = magazine.  مجله

I gotta stop and get a computer mag.

باید وایستم و یه مجله کامپیوتر بگیرم

??I’ve seen your face in the mags, haven’t I

چهرتو تو مجله پجله دیدما.اینطور نیست؟

Magpie =a person who chatters; a person who annoys others by chattering.

یه آدم وراج که با حرف زدن زیاد و حرفای چرت و بی مغر اعصاب ملت رو خرد می کنه