دکتر مهرداد جعفری..درس 5

Duff= Rubbishy, useless.
یه کس یا چیزه چرت و بی خود و بی ارزش و نیرز
That’s a duff bag, dump it
اون کیفه چرت و بی خودیه.بندازش دور
Duck soup: Easy, a piece of cake.
راحت و ساده.آب خوردن
The job interview went very well, he asked duck soup questions.
مصاحبه کاری خوب جلو رفت.مصاحبه گره سوالات ساده و مثله آب خوردن پرسید
Dippy = Silly, empty-headed. Dumbo
کله پوک و بیشعور
He looks dippy today, he asks silly questions.
امروز مثله کله پوکاست.سوالات احمقانه می پرسه
Dilly-dally = to dawdle, linger, loiter.
وقت تلف کردن.به بطالت طی کرد.لفت دادن.
Instead of dilly dallying, go to the point and talk Turkish with us.
بجای وقت تلف کردن و بیهوده طی کردن زمان.برو سره اصله مطلب و صادقانه و رو راست صحبت کن با ما
Yucky=Very unpleasant or distasteful.
بد مزه.بد بو.بد طعم
The food was yucky, nobody ate a piece.
غذا بد مزه بود و هیچکس لب نزد و یه زره هم نخورد
I aint like the music, it’s so yucky.
از موسیقی خوشم نمی یاد.خیلی بیخودو چرته
Waterworks = the act of crying.
اشک ریختن.اشک و زاری.اشک و شیون
I aint care Ur waterworks, I wanna fire u.
به به آبغوره ریختن و اشکات توجهی ندارم.اخرات می کنم
Caught between two stools
بین دو چیز گیر کردن.گو گیجه گرفتم
I aint know what to do with these two choices, I am caught between two stools.
من نمی دونم با این 2 تا انتخابی که دارم چه کنم.بین این دو گیر کردم
این وبلاگ مطالب وبلاگهای دیگر نوشته شده توسط اینجانب را مرور می نماید