Duff= Rubbishy, useless.

یه کس یا چیزه چرت و بی خود و بی ارزش و نیرز

That’s a duff bag, dump it

اون کیفه چرت و بی خودیه.بندازش دور

Duck soup: Easy, a piece of cake.

راحت و ساده.آب خوردن

The job interview went very well, he asked duck soup questions.

مصاحبه کاری خوب جلو رفت.مصاحبه گره سوالات ساده و مثله آب خوردن پرسید

Dippy = Silly, empty-headed. Dumbo

کله پوک و بیشعور

He looks dippy today, he asks silly questions.

امروز مثله کله پوکاست.سوالات احمقانه  می پرسه

Dilly-dally = to dawdle, linger, loiter.

وقت تلف کردن.به بطالت طی کرد.لفت دادن.

Instead of dilly dallying, go to the point and talk Turkish with us.

بجای وقت تلف کردن و بیهوده طی کردن زمان.برو سره اصله مطلب و صادقانه و رو راست صحبت کن با ما

Yucky=Very unpleasant or distasteful.

بد مزه.بد بو.بد طعم

The food was yucky, nobody ate a piece.

غذا بد مزه بود و هیچکس لب نزد و یه زره هم نخورد

I aint like the music, it’s so yucky.

از موسیقی خوشم نمی یاد.خیلی بیخودو چرته

Waterworks = the act of crying.

اشک ریختن.اشک و زاری.اشک و شیون

I aint care Ur waterworks, I wanna fire u.

به به آبغوره ریختن و اشکات توجهی ندارم.اخرات می کنم

Caught between two stools

بین دو چیز گیر کردن.گو گیجه گرفتم

I aint know what to do with these two choices, I am caught between two stools.

من نمی دونم با این 2 تا انتخابی که دارم چه کنم.بین این دو گیر کردم